بهرام بیضایی: کوشش ما برای دانستن و تغییر دادن دلیل مهم وجود ما در این عصر است

من خیال می‌کنم کوشش ما برای دانستن و تغییر دادن دلیل مهم وجود ما در این عصر است. کوشش برای فهم جهانی که در آنیم گاهی پیچیده از کار در می‌آید؛ هرچند که با کمال سادگی بیان شود. کوشش برای پیچیده کردن کار را غیر هنری و ضد هنری می‌کند. شما به بیهقی اشاره کردید. فکر می‌کنیم...

رابرت استرن: گذشته سرزمینی شگفت‌انگیز است؛ نمی‌توانید در آن زندگی کنید، اما می‌توانید از آن بازدید کنید

بسیاری از مردم کارهای مرا دوست دارند، چرا که این آثار یک پایشان در گذشته است. و مگر گذشته چه ایرادی دارد؟ گذشته سرزمین شگفت‌انگیز دیگری است؛ نمی‌توانید در آن زندگی کنید، اما می‌توانید از آن بازدید کنید. میس می‌گفت که معمارِ صبحِ دوشنبه نیست؛ منظورش معمارانی بود که با...

ولادیمیر نابوکوف: کل هنر حقه‌بازی است، مثل خود طبیعت

در کودکی شعبده‌باز کوچکی بودم. عاشق حقه‌های ساده؛ تبدیل آب به شراب و از این جور چیزها. ولی حالا فکر می‌کنم جزو کله گنده‌ها هستم؛ چون کل هنر حقه‌بازی است. مثل خود طبیعت؛ تقلبی بجا که همه‌چیز در آن فریبکاری است، حتی آن حشره که بر اغوای حشره‌پسندانه‌ی تولید مثل ادای سگ...

ریچارد راجرز: از بسیاری جهات، زبانِ مدرنیسم از ژاپن سرچشمه می‌گیرد

از بسیاری جهات، زبانِ مدرنیسم از ژاپن سرچشمه می‌گیرد. من پیوند عمیقی میان مدرنیسم و ساختمان‌های سنتی ژاپن در چند سده‌ی اخیر -در معابد و کاخ‌های کیوتو و نارا- می‌بینم. در آنجا درس‌های بسیاری نهفته است؛ از جمله تحرک معماری ژاپنی و سبکیِ آن. البته نمی‌توانم بگویم که در...

مارتین پار: نقطه‌ی قوت عکاسی این است که هم به فرهنگ والا تعلق دارد، هم به فرهنگ عامه

من دارم سرگرمی خلق می‌کنم؛ البته اگر بخواهید عمیق‌تر نگاه کنید، پیامی جدی هم در آن هست، اما انتظار ندارم عقیده‌ی کسی را تغییر دهم. من فقط چیزی را به آن‌ها نشان می‌دهم که فکر می‌کنند از قبل می‌دانند. من در کسب‌وکار سرگرمی هستم! نقطه‌ی قوت بزرگ عکاسی این است که هم‌زمان...

ایلیا زنگلیس: اهمیت معماری تحقق‌نیافته به ندرت به ما یادآوری می‌شود

ما در خصوص چیستیِ معماری با نوعی اسکیزوفرنی {یا روان‌گسیختگی} مواجه هستیم. به ما آموزش داده شده که تصور کنیم معماری لزوماً باید «ساخته شود»، «عقلانی» باشد و با «خواسته‌های کارفرما» مطابقت داشته باشد. اما به ندرت اهمیتی که معماریِ تحقق‌نیافته (که با لحنی قضاوت‌گرانه...

جنت وینترسون: شهرها صندوق‌ها و مخازن گذشته‌اند

شهرها موجودات زنده‌ای هستند. پیتر اکروید در کتاباش زندگینامه‌ی لندن بهتر از هرکس دیگری به این نکته اشاره کرد. شهرها فقط کلکسیونی از بناهایی که مردم در آنها خانه کرده‌اند نیستند. شور و انرژی خاص خودشان را دارند. شوری که در گذر زمان هم جاری و پایا می‌ماند، شوری که راحت...

ویل الساپ: ایده‌ها را با کار کردن کشف می‌کنید، نه با رؤیاپردازی

مطمئن نیستم که {در کار من} «الهام» مهم باشد. آن جمله‌ی معروف توماس ادیسون را شنیده‌اید که می‌گوید ایده‌ها یک درصد الهام‌اند و نود و نه درصد عرق ریختن. شما ایده‌ها را با کار کردن کشف می‌کنید، نه با رؤیاپردازی. تنها زمانی چیزها را {به‌درستی} می‌بینید که مداد را روی کاغذ...

هانیبال الخاص: غمخوارگی بنیاد همه‌ی هنرهاست

غمخوارگی بنیاد همه‌ی هنرهاست؛ گریه برای غریبان، برای انسان بی‌خانه، بی‌الفبا، بی‌وطن و نوحه سردادن برای حیواناتی که نسلشان در حال انقراض است. برای آب، اُزُن، فضای سبز که رو به کاهش است. همه‌ی اینها سهم بزرگی از غمخوارگی ما است. این غمخوارگی می‌تواند دادن تابلویی سرسبز...

رم کولهاس: آموزش معماری یکی از آن دایناسورهای جان به در برده‌ای است که انواع بسیار گوناگونی از دانش را در یک حرفه‌ی واحد انباشته می‌کند

فکر می‌کنم مهم است که درباره‌ی نقش معمار اظهار نظر کنم، چون ده یا شاید بیست سال پیش، من واقعاً نسبت به آن بدبین بودم؛ {برای من} احمقانه به نظر می‌رسید که بخواهیم با دانشی که در بسیاری موارد بیش از سه هزار سال قدمت داشت، به مسائل معاصر بپردازیم. اما فکر می‌کنم با در...