رابرت ونتوری | Robert Venturi

بسیار می‌نویسیم چون یافتن کارفرمایی که بخواهد ایده‌های ما را اجرا کند مشکل است.

رابرت ونتوری

علت این که ما {ونتوری و همسرش دنیس اسکات براون} بسیار می‌نویسیم این است که نمی‌توانیم آنچه فکر می‌کنیم را انجام دهیم. اگر شما از زمان خود جلوتر باشید، که من فکر می‌کنم من و همسرم هستیم (در این مورد کمی مغرورم!) بسیار مشکل است که کارفرمایی پیدا کنید که آنچه شما می‌خواهید را بسازد. یک نقاش هرچه بخواهد انجام می‌دهد. او ممکن است که به علت فروش نرفتن تابلوهایش گرسنگی بکشد، اما حداقل می‌تواند خواسته‌اش را انجام دهد. اما یک معمار نمی‌تواند. بر همین اساس معمار ناچار است بنویسد تا ایده‌هایش را عرضه کند. ما همواره معمارانی جنجالی یا رادیکال در نظر گرفته شده‌ایم، بنا بر این مقداری بیشتر از معماران معمول برای پیدا کردن کار دردسر داشته‌ایم. (در گفتگو با Vladimir Paperny منتشر شده در مجلهٔ Architectural Digest Russia در سال 2005)

ارجاعات تاریخی را به مثابه راهی برای آموختن از گذشته به کار گرفته‌ام.

رابرت ونتوری

من ارجاعات تاریخی را به مثابه راهی برای تجزیه و تحلیل و آموختن {از گذشته} به کار گرفته‌ام. من تقلید از ساختمان‌های تاریخی را مطرح نکرده‌ام. اما تاریخ‌نگاران معماری، برای مثال ریچارد کراوتهایمر، معماری من را همان تاریخی‌گرایی که معماران ابتدای قرن بیستم با آن مبارزه کرده بودند تفسیر کردند. کراوتهایمر دیده بود که مدرنیسم، به مثابه یک انقلاب، زمانی آغاز شد که، در حدود سال‌ ۱۹۱۰، اروپایی‌ها ساختمان‌سازی صنعتی امریکایی را چون پایه‌ای برای یک معماری تازه قرار دادند.

ما {پست‌مدرنیست‌ها} نیز به معماری صنعتی علاقه داشتیم و هنوز هم داریم. ما با لوکوربوزیه نیز هم‌داستان بودیم. با وجود این، خرابی‌های جنگ و تجدید خشونت پس از آن باعث شد معماران تاریخ را ببینند و در دههٔ ۱۹۵۰ بود که آنها شروع کردند به جستجوی سبکی در میانهٔ نویی و کهنگی. (در گفتگوی آندریا تاماس با رابرت ونتوری و دنیس اسکات، سال 2009، منتشر شده در وب‌سایت Archdaily)