سانتیاگو کالاتراوا | Santiago Calatrava

نباید دنبال این باشید که با کار خود همه را راضی کنید.

سانتیاگو کالاتراوا

در همهٔ این سال‌ها حتی یک ثانیه عشقم را به حرفهٔ معماری از دست نداده‌ام. من متعهد هستم کاری را به ‌سرانجام برسانم که به مردم خدمت کند، اما بدیهی است که نمی‌توان همه را خشنود کرد و نباید دنبال این باشید که با کار خود همه را راضی کنید. این هنر نیست. و معماری انتزاعی‌ترین هنرهاست. ماهیت معماری شبیه موسیقی است؛ احساسی ناپیدا. معماری سمفونی‌ای فشرده‌شده در یک لحظه است. (در گفتگوی منتشر شده در وب‌سایت LEAF Review در سال 2016)

معماران جوان باید معماری را در خیابان ببینند و از آن بیاموزند.

سانتیاگو کالاتراوا

آنچه در هر مدرسهٔ معماری به دانشجویان آموخته می‌شود خاص همانجاست. اما به طور کلی دانشجویان معماری باید از دو طریق آموزش ببینند. نخست، معماران باید بر فعالیت‌هایی تمرکز کنند که از طریق آنها دستورالعمل‌ها و راهبردها را بیاموزند. مدارس معماری برای همین‌کار ساخته شده‌اند. دوم، جنبهٔ عمومی‌تر آموزش است. معماران جوان باید معماری را در خیابان‌ها ببینند و از آن بیاموزند، چه این خیابان در رُم باشد و چه در نیویورک، هر دوی این شهرها برای آموزش فوق‌العاده‌اند. معماران باید یاد بگیرند که ببینند و یاد بگیرند که چگونه چشم‌هایشان را برای آموختن باز نگه‌دارند؛ زیرا در خیابان‌ها همیشه درس‌هایی برای یاد گرفتن وجود دارد. (در گفتگو با Karen Cilento نویسندهٔ وب‌سایت Archdaily، سال 2012)

این بخشی از وظیفهٔ معماران است که به مردم امید و خوش‌بینی هدیه کنند.

سانتیاگو کالاتراوا

به نظر من آسایش در معماری تعبیر این دو حرف است: یکی «فضا» و دیگری «نور». فضاهای باریک یا تنگ راحت نیستند. فضاهای با نور کم همچون فضاهای زیرزمینی و فضاهایی که شما آسمان را نمی‌بینید نیز مایهٔ آسایش نیستند. نور و فضا کلیدهای کشف معماری آینده هستند. من همواره به دنبال فضا و نور بیشتر هستم. آنچه در پروژهٔ گراند زیرو استفاده کردم فضاهای وسیع بود. من معتقدم که معماران باید به وسیلهٔ معماری به مردم امید و خوش‌بینی هدیه کنند. این بخشی از وظیفهٔ ماست. (مصاحبه با مجلهٔ fortune، سال 2006)