فرشید مثقالی

فرشید مثقالی، زاده‌ی ۱۳۲۲، نقاش، تصویرگر و مجسمه‌ساز ایرانی است.

یک اثر هنری برای آن که جایگاه ویژه‌ای پیدا کند، حتماً باید جوابگوی یک نیاز اجتماعی در همان دوره باشد.​

فرشید مثقالی

بسیار مهم است که شما به عنوان یک هنرمند و در حین کار کردن مکث کنید و از خودتان بپرسید: من دارم چه می‌کنم؟ حساسیت شخصی من در کجاست؟

ما همواره سعی کرده‌ایم که جریان‌های آن‌سو را شبیه‌سازی کنیم. خیلی طبیعی است که حرکت «شبیه سازی» فقط قادر است فرم و سطح ظاهری آن مفهوم را منتقل کند. من در تمام دوران‌های کاری هنر معاصر ایران حضور داشته‌ام. زمانی تصمیم گرفتیم هنر «آبستره» تولید کنیم. هرگز به خودمان نگفتیم که این شیوه در طول زمان‌های دراز کاری و قدم‌به‌قدم به وجود آمده است و تمام این تحولات ریشه‌های عمیق اجتماعی داشته است. از طرف دیگر موفقیت در هنر همیشه با شرایط زمانی و مکانی همراه بوده.

یک اثر هنری برای آن که جایگاه ویژه‌ای پیدا کند، حتماً باید جوابگوی یک نیاز اجتماعی در همان دوره باشد. بنابراین مثلاً یک اثر هنری که در شرایط فعلی حساسیتی ایجاد نمی‌کند، می‌تواند در شرایط دیگری حساسیت‌برانگیز باشد. گاهی تمام این شرایط یک‌جا برای یک اثر هنری و یک هنرمند فراهم می‌شود تا به یک جایگاه ویژه دست پیدا کند. اما این حادثه همیشه تکرار نمی‌شود و تمام هنرمندانی هم که در دنیا کار می‌کنند درجه‌ی یک نیستند. (در گفت‌وگوی منتشر شده در مجله‌ی هفت، ش ۲۰، سال ۱۳۸۴)

من هرگز تجریدی کار نکرده‌ام و هنوز هم نقطهٔ شروع برایم موضوع است.
فرشید مثقالی

یکی از خصوصیات فردی من کاشف‌بودن است. دوست دارم چیزهای مختلف را کشف کنم. دیگر این‌که به تجربه‌های فنی و تکنیکی بسیار علاقه‌مندم و مرا به هیجان می‌آورد. دوست دارم با قلم آهنی روی مواد مختلف امتحان کنم تا انواع اثرگذاری آن را به دست بیاورم. روی کاغذ معمولی، روی مقوا، روی کاغذ کاهی. {…} وقتی که در مجلهٔ نگین طراحی می‌کردم درگیر این مسائل بودم. مثلاً چگونه عکس را با طراحی ترکیب کنم و این که چه امکاناتی به من می‌دهد. کشف این امکانات مرا به هیجان می‌آورد. درگیری دیگر من موضوع بود. من هرگز تجریدی کار نکرده‌ام و هنوز هم نقطهٔ شروع برایم موضوع است و قبل از هر چیز با آن درگیر می‌شوم.

نکته دیگر که مهم‌تر از سایرین است و در خودم سراغ دارم، رها کردن احساسم است. یعنی موضوع هست، تکنیک هم کشف شده، ولی چیزی که این‌ها را به عنوان ابزار استفاده می‌کند، احساس من است. می‌توانم بگویم که نسبت به احساسم صداقت دارم. به همین دلیل هم گاهی موقع کشیدنِ طرح دستم را آزاد می گذارم تا احساسم به‌راحتی به نوک قلم و یا سایر ابزار منتقل شود. می‌گذارم تا احساسم، قلم ، کاغذ و موضوع با همدیگر کار کنند. می‌توانم بگویم هیجانم نسبت به تکنیک، علاقه‌ام به موضوع و صداقتم نسبت به احساسم، اتفاقی را باعث می‌شود. به همین دلیل بسیار متنوع کار کرده‌ام. (در گفتگو با ساعد مشکی نویسندهٔ مجلهٔ نشان، شماره 13، سال 1386)