فکر می‌کنم مهم است که درباره‌ی نقش معمار اظهار نظر کنم، چون ده یا شاید بیست سال پیش، من واقعاً نسبت به آن بدبین بودم؛ {برای من} احمقانه به نظر می‌رسید که بخواهیم با دانشی که در بسیاری موارد بیش از سه هزار سال قدمت داشت، به مسائل معاصر بپردازیم. اما فکر می‌کنم با در نظر گرفتن نوعی «تخت شدن» متعاقبِ تقریباً هر رشته‌ی دیگری، آموزش معماری یکی از آن دایناسورهای جان به در برده‌ای است که انواع بسیار گوناگونی از دانش را در یک حرفه‌ی واحد انباشته می‌کند. به طور پیش‌فرض، ما {معماران} از مزیتِ ترکیب ناجوری {از دانسته‌ها} برخورداریم که بهمان قدرت و اعتماد به نفسِ تهاجم به قلمروهای دانشی را می‌دهد که با آن‌ها آشنایی نداریم. در حال حاضر، حرفه‌های اندکی چنین مزیتی دارند. این یک شانس تصادفی اما بسیار سودمند است. (در گفت‌وگو با Markus Miessen، منتشر شده در وب‌سایت Bidoun، سال ۲۰۰۶)