میدانید، امروزه اصطلاح «دههی طلایی {هزار و نهصد و} بیست» را زیاد میشنوید؛ اما در آلمان، آن دوران فقط از منظر فرهنگی طلایی بود، چون همه بهشدت فقیر بودند. تورم وحشتناکی وجود داشت. {یکبار} وقتی حقوقم را در کسوت مدیر باوهاوس گرفتم، بهسرعت به سمت یک فروشگاه دویدم و خرید کردم، چون تنها پس از یک ساعت، ارزش آن پول نصف میشد. پول در آن زمان پدیدهای پوچ شده بود؛ واقعاً باورنکردنی بود.
وقتی در سال هزار و نهصد و بیست و سه نمایشگاه را افتتاح کردیم -که هنوز هم دربارهاش صحبت میشود- پولی که از دولت گرفته بودیم کاملاً تمام شد. هیچچیز برایمان باقی نمانده بود چون تورم همه را از بین برده بود. ما حتی پولی نداشتیم که کسی را برای نظافت کف سالنها استخدام کنیم. همسرانمان این کار را انجام دادند. ما تمام کارها را تا آخر، خودمان انجام دادیم. آن زمان به ناچیز بودن پولی که برای باوهاوس وجود دارد میخندیدیم.
عوامل زیادی دست به دست هم داده بودند. آن شور و فشارِ بعد از جنگ {جهانی اول} وجود داشت؛ زمانی که برخی مردم واقعاً از اتفاقاتی که افتاده بود، از دست «قیصر» و تمام آن چیزها جانشان به لب رسیده بود. البته خطرات سیاسی ترسناکی هم وجود داشت، چون جوانان بیش از حد به «چپ» گرایش پیدا کرده بودند. من مجبور بودم خیلی سرسخت باشم و بگویم: «در باوهاوس هیچ سیاستی وجود ندارد. کاری که بیرون انجام میدهید به خودتان مربوط است، اما به محض اینکه به پایگاهی برای جناح چپ تبدیل شویم، بلافاصله نابود خواهیم شد.» من در حفظ این مرز بسیار قاطع بودم؛ در غیر این صورت، از دست میرفتیم.
ظهور نازیها در شهر «وایمار» بود. آنها روزبهروز قویتر شدند. آنها ما را تحت فشار گذاشتند و دیگر پولی را که برای اداره مؤسسه نیاز داشتیم به ما ندادند. ما خودمان انحلال باوهاوس را اعلام کردیم تا زودتر از آنها کار را خاتمه دهیم. از چهار شهر مختلف آلمان پیشنهاد همکاری داشتیم؛ «دسائو» بهترین پیشنهاد را داد و ما به آنجا رفتیم.
{…} {نازیها} باوهاوس را به ابزار چانهزنی برای حزبشان تبدیل کردند؛ کاری که در مورد مسائل فرهنگی همیشه اشتباه است. مسائل فرهنگی باید {از سیاست} دور بمانند، وگرنه وضعیت بسیار خطرناک میشود، چون هنرمندان هیچ ابزاری برای دفاع از خود در سطح سیاسی ندارند؛ این کار از آنها برنمیآید. پس نازیها ما را با فشار بیرون راندند، چون بو بردند که آنچه ما انجام میدادیم قطعاً مطابق میل آنها نیست. پس، آنها از همان ابتدا بهطور خودکار دشمن ما بودند. (در گفتوگو با John Peter در سال ۱۹۶۴، منتشر شده در کتاب The Oral History of Modern Architecture)

