این {حرف که هنر فقط باید از بدبختی و رنج زاده شود} شبیه به تفکرِ کلیشهایِ ونگوگوار است که میگوید آسیبهای روانی {یا تروما}، اندوه و جنون به خلق هنر خوب منجر میشوند. اما من فکر نمیکنم که این موضوع حقیقت داشته باشد. گمان میکنم بسیاری از هنرمندان دچار آسیبهای روانی هستند؛ {همانطور که} بسیاری از انسانها دچار آسیبهای روانی هستند. با این حال، به نظرم کمک گرفتن برای بهبود این تروماها کاملاً قابل قبول است. جنونِ شما هنرتان را بهتر میکند، اما بعد شما را میکُشد.
من دیگر واقعاً باور ندارم که ما مجبور به تکرار این روایت هستیم. من در مسیر زندگی خود به نقطهای رسیدهام که به کمک دیگران نیاز دارم، و این {کمک گرفتن} از هنر یا فرایند خلاقانهی من نمیکاهد. مسیرِ کنونیِ من با شادمانی، عشق و قدرتی بیکران درآمیخته است. (در گفتوگو با Emma Robertson، منتشر شده در وبسایت The Talks، سال ۲۰۲۶)

