محمد ابراهیم جعفری: بشر اولیه مدرن‌ترین افراد در تاریخ بوده است

من دوستی داشتم که دندانپزشک بود و هر سال برنامه‌ای برگزار می‎کرد که در آن دندانپزشک‌ها به مردم روش درست مسواک زدن را یاد می‏‌دادند. برای این برنامه به تعدادی غرفه نیاز داشتند و از ما برای ساختن این غرفه‏‌ها دعوت کردند. من تکه‌ای پلاستوفوم پیدا کرده بودم و با آن کار...

غلامحسین نامی: هنرمند زمانی به آزادی کامل در آفرینش هنری می‌رسد که همۀ مبانی و اصول خلق هنری را هضم کرده باشد

در حقیقت به اینجا رسیده‌ام که فرم و قالب و ایسم و سبک و این قبیل چیزها قید و بندهای بی‌ربطی است. انسان باید برای بیان ایده‌ها و آرمان‌های خود آزاد باشد و از هر تکنیک و روش و شیوۀ بیان و سبکی که می‌خواهد بهره گیرد. اما هنرمند زمانی به آزادی کامل در آفرینش هنری می‌رسد...

ایران درودی: خلاق بودن، در تعبیری دیگر، جرئت داشتن است

من می‌خواستم نوشتن را تجربه کنم به طور کلی برایم جرئت به کاربردن تجربه‌های جدید در زندگی مهم‌تر از نتیجه‌ی آن بوده و هست. همین شیوه را در خلق یکایک نقاشی‌هایم به کار می‌گیرم. می‌توان گفت که کتاب «در فاصله‌ی دو نقطه…!» یکی دیگر از نقاشی‌های من است که در آن...

بهرام دبیری: صدمه زدن به سلیقهٔ یک ملت خیانت است

همه‌ی فکرها و ایده‌ها در عالی‌ترین شکلش در این شهر هست، بهترین شاعرها، بهترین معمارها و نقاش‌ها در این شهر هستند ولی مثل بیگانه‌ها هستند و کسی از آنها کمک نمی‌خواهد. و چون الگوی مسئولان شهری کشورهای دیگر هستند، آن هم به شکل ناقص و کپی‌برداری شده، اینها هرگز موفق...

دیوید هاکنی: بیشتر مردم فکر می‌کردند که عکاسی حد نهایی نمایش واقعیت است، اما من مطمئنم که اینطور نیست

بیشتر مردم فکر می‌کردند که عکاسی حد نهایی نمایش واقعیت است. اینطور فکر نمی‌کردند؟ مردم فکر می‌کردند همین است، این پایان {تلاش برای نمایش واقعیت} است. اینطور نیست. و من خیلی مطمئنم که اینطور نیست. اما تعداد بسیاری از آدم‌ها آنطور که من فکر می‌کنم فکر نمی‌کنند. منظور من...

منوچهر معتبر: فقط و فقط کار کردن، اشتباه‌ کردن، راهی پیدا کردن، هم‌چنان کار کردن و خرده‌خرده به چیزهایی دست‌ یافتن است که اهمیت دارد

در امریکا آزادی و امکانات بیشتری وجود داشت. اما آن‌جا هم به همین‌شکل {که در دانشکده‌ی هنرهای زیبای تهران وجود داشت} بود؛ کار را می‌گذاشتند، پرتره بود، پوزیشن (چینش) می‌دادند، بچه‌ها می‌نشستند و کار می‌کردند. بعد همه‌ی کارها را جمع می‌کردند، ژوژمان (داوری) می‌کردند و...