من نمی‌خواهم بگویم این امر {جمع شدن سرمایه‌ها در مرکز} یک چیز طبیعی است، اما یک چیز جهانی است. همان‌طور که نیویورک بالاترین حرف را در هنر می‌زند. یک تابلوی پیکاسو در پاریس پنجاه‌هزار دلار قیمت‌گذاری می‌شود و قیمت آن در نیویورک دوبرابر می‌شود. اگر ثروت نباشد، هنر رشد پیدا نمی‌کند. امروز ثروت است که هنر را می‌خرد. اگر ثروتمندان در دنیا نبودند، هنر رشد نمی‌کرد. این پولدارها هستند که با خرید آثار هنری هنرمند را تشویق می‌کنند.

همین خانه‌های نفیس ایرانی با گچبری و تزئینات بدون پول درست نمی‌شد. اگر پول نبود تخت جمشید درست نمی‌شد. ولی باید توزیع ثروت عادلانه اتفاق بیفتد. در هر صورت تهران ثروتمند است. این نخبه‌گرایی در همه‌ی دنیا وجود دارد. همان‌طور که در ایران هست و باید هم باشد. منتهی هرچه جلوتر می‌رویم این نخبه‌گرایی دموکراتیزه‌تر می‌شود. یعنی حالا شهرستانی‌ها یا پولدار می‌شوند یا می‌خواهند از تهرانی‌ها تقلید کنند. داخل خانه‌شان اگر تابلوی نفیسی به دیوار باشد، تبدیل می‌شود به هویت‌شان که ما هنرشناس هستیم.

نیاز به یک برنامه‌ریزی وجود دارد. نمی‌شود گفت چرا تهران این‌گونه عمل می‌کند و ثروت و هنر جذب می‌کند. نباید از سهم تهران کم کرد، باید به سهم شهرستان‌ها و روستاها افزود. تهران و سایر کلان‌شهرها اگر از هنر حمایت نکنند هنر در نطفه رشد نمی کند. (در گفت‌وگوی منتشر شده در مجله‌ی تندیس، ش ۳۱۸، سال ۱۳۹۴)