شهرها موجودات زنده‌ای هستند. پیتر اکروید در کتاباش زندگینامه‌ی لندن بهتر از هرکس دیگری به این نکته اشاره کرد. شهرها فقط کلکسیونی از بناهایی که مردم در آنها خانه کرده‌اند نیستند. شور و انرژی خاص خودشان را دارند. شوری که در گذر زمان هم جاری و پایا می‌ماند، شوری که راحت از میان نمی‌رود؛ بلکه مثل لایه‌های ذغال سنگ برهم انباشته می‌شوند و تو می‌توانی حفر و کشف‌اش کنی. برای همین شهرها خیلی شورانگیزند. صندوق‌ها و مخازن گذشته‌اند؛ جاهایی که شور و انرژی در آن حبس گشته است و می تواند جریان یابد. (در گفت‌وگوی منتشر شده در مجله‌ی گلستانه، ش ۷۴، سال ۱۳۸۵)