بحث فرسایشی و غلط «مقایسه» در موسیقی ایران همواره وجود دارد؛ این که همه چیز با آن اسلوبی که موسیقی سنتی نامیده شده مقایسه می‌شود. در یک دوره‌ای اگر موسیقی پاپ را هم برای اخذ مجوز به ممیزی وزارت ارشاد می‌بردید آن را با ردیف «میرزا عبدالله» مقایسه می‌کردند و خصوصیات ردیف معیار سنجش آثار پاپ قرار می‌گرفت!

این رویکرد کاملاً غلطی است که هنوز هم وجود دارد. محک زدنِ این چنینی روش غلطی بوده که در جامعه‌ی ما شکل گرفته و همه‌چیز بر اساس تفکر چند نفر آدم خاص ارزیابی می‌شود و این کاملاً در ایران تثبیت شده و ربطی هم به اصالت موسیقی ندارد.

اصالت این نیست که حرف زدن و ساز زدن و لباس پوشیدن آدم مثل درویش‌خان باشد، بلکه این عین بی‌اصالتی است. این گونه منِ نوازنده اصالت خودم را حفظ نکرده‌ام و از چیزی تقلید کرده‌ام که نمی‌توانم با تمام وجود آن را حس کنم. خیلی چیزها در تاریخ وجود دارد که ما می‌توانیم نسبت به آن{ها} آگاهی پیدا کنیم اما هرگز نمی‌توانیم خودِ آنها باشیم.

من در کارهایم نمی‌خواهم به دنبال فرم تحمیل شده در موسیقی ایرانی قدم بگذارم و موسیقی را با پیش‌درآمد شروع کنم و بعد تصنیف و رنگ و الی آخر. به نظر من این فرم‌ها مثل کلاژ است که عواملی کنار هم چیده شده که هدف و یا رسالتی ندارد. با این وجود و در عین بی‌اصالتی بر آن اصالت نام نهاده‌اند. (در گفت‌وگو با بهرنگ تنکابنی، منتشر شده در مجله‌ی فرهنگ و آهنگ، ش ۱۴، سال ۱۳۸۵)