الخاندرو آراونا | Alejandro Aravena

الخاندرو آراونا، متولد سال ۱۹۶۷، معمار اهل شیلی و برندهٔ جایزهٔ پریتزکر است.

قابل قبول نیست که معماران تنها با مسائلی درگیر می‌شوند که مورد علاقهٔ معماران دیگر است.

الخاندرو آراونا

از زمانی که در حدود پانزده سال پیش با قصد تدریس به هاروارد وارد شدم، دچار نوعی از تردید بودم. برایم قابل قبول نبود که معماران تلاش می‌کنند تنها با مسائلی درگیر شوند که مورد علاقهٔ معماران دیگر است. زبان ما معماران یعنی شیوه‌ای که ما دربارهٔ مشکلاتمان صحبت می‌کنیم را هیچ‌کس جز معماران متوجه نمی‌شود. به گمانم این حس نامربوط بودن {به جامعه} و انزوا همیشه مرا نگران کرده است.

از همان موقع که در دانشگاه وارد شدم، در تلاش بوده‌ام تا بفهمم که آیا هیچ ارتباطی میان افکار و ایده‌هایی که به ما آموخته شده با واقعیت زندگی روزمرهٔ مردم وجود دارد؟ البته که وجود دارد، اما باید آنچه واقعا اهمیت دارد را از بدنهٔ دانش معماری انتخاب کرد. {در این دانش} هر چیزی که وجود دارد مهم نیست. (در گفتگو با Anna Winston منتشر شده در وب‌گاه Dezeen، سال ۲۰۱۶)

معماری تجلی نیروهای بیرون از معمار است.

الخاندرو آراونا

معماری مطابق با تعریف آن یک عمل جمعی است. برخلاف یک مجسمه‌ساز که صبح‌ها بیدار می‌شود و تصمیم می‌گیرد مجسمه‌ای بسازد و آن را می‌سازد، من نمی‌توانم یک روز صبح بیدار شوم و تمایل داشته باشم که ساختمانی اداری طراحی کنم. در مورد معماری، لازم است که کسی به آنچه شما طراحی می‌کنید و می‌سازید نیاز داشته باشد. معماری تجلی نیاز‌ها و خواست‌ها و نیروهایی است که بیرون از شما قرار دارد؛ یعنی در دولت، یک شخص خاص یا در یک جامعه.

در مقام یک معمار، شما هیچ بخشی از اثر خود را با دست خود نمی‌سازید. شما ملزم هستید که برای تک تک اجزای فیزیکی هر بنا با دیگران ارتباط برقرار کنید، به این صورت که شما دستورالعمل‌هایی را به شخص دیگری می‌دهید که قرار است با دانش و تفسیر متفاوتش در کار ساختن با شما همکاری کند. منِ معمار همه‌چیز را نمی‌دانم و ساختمانی که طراحی می‌کنم بنای متعلق به خودم نیست. بهترین اتفاقی که می‌تواند برای یک بنا بیفتد این است که آن بنا زندگی مخصوص به خودش را ایجاد کند. شما به مثابه معمار آغاز داستان را خلق می‌کنید و معلوم نیست این داستان تا انتها به شکل پیش برود. (در گفتگو با Anna Winston نویسندهٔ وب‌سایت Dezeen، سال 2016)