محمد شمس لنگرودی: در دوره‌ای طولانی تصور می‌کردم که هنر وسیله‌ای است برای تغییر جهان؛ بعد متوجه شدم که از این خبرها نیست

هر کاری که هر کسی انجام می‌دهد بر اساس درکی است که نهایتاً از زندگی و جامعه و خودش دارد. حالا به این قضیه نمی‌پردازیم که من چه درکی دارم. اما نه، من به تبیین جهان نمی‌پردازم. در واقع به تماشای جهان می‌پردازم و این جمله‌ی شما من را به یاد نام درخشان کتاب سهراب...

فرانچسکو کلمنته: خلق هنر سفر کردن در زمان است

خلق هنر سفر کردن در زمان است! نگاه کردن به پرتره‌های فیوم از مصرِ دوران روم یا پیکره‌سازی تدفینی اتروسک‌ها به معنای پرسیدن این است که: این آدم‌ها چه احساسی داشتند؟ آیا من هم می‌توانم همان احساس را تجربه کنم؟ و اگر چنین احساسی داشتم، چه چیزی خلق می‌کردم؟ زمانِ حال، چیز...

آن لاکاتون: یک بنا هم‌زمان هم باید ماندگار باشد، هم ظرفیت تغییر را داشته باشد

میان استحکام، طول عمر و زمان‌مندی {یک بنا} رابطه‌ای وجود دارد. یک بنا هم‌زمان هم باید ماندگار باشد و هم ظرفیت تغییر را داشته باشد. در حالی که سازه ماندگار است، کاربری بنا زمان‌مند دارد. ما علاقه‌مندیم با این ترکیب درگیر باشیم. این بدان معنا نیست که زمان‌مندی چیزی سبک...

حمید سمندریان: در طبیعتِ هنر تغییر نهفته است

به نظر من زمانی خواهد رسید که همین مدل تئاتری که الان اجرا می‌شود هم دیگر اجرا نخواهد شد. چون در طبیعتِ هنر تغییر نهفته است. تغییر هم یک تصمیم شخصی نیست که یک نفر توی خانه‌اش نشسته باشد و بگوید: آهان! الآن من باید یک تغییری ایجاد کنم. این تغییر از تغییرات اجتماع ناشی...

میلتون گلیزر: باور پایان مشاهده‌گری است

کلِ مقوله‌ی باور، موضوعی بسیار جالب است. منظورم این است که اصلاً چرا باید به چیزی باور داشت؟ [می‌خندد] آنچه انجام می‌دهی این است که ایده‌ای در سر می‌پروری و تا زمانی که کارآمد است، آن را در ذهن نگاه می‌داری؛ و آن‌گاه که سودمندی‌اش را از دست داد، کنارش می‌گذاری. اما...

یونگ هو چانگ: ما معمار هستیم، به طریقی مهندس و به نوعی هنرمند، اما بیشتر از همه به پزشک‌ها شبیهیم

برای من، معماری مثل پزشکی است. ما {معماران} مسئولیت‌های بسیاری داریم. اینجا در این کشور {=چین}، وقتی پدرم معمار بود، مردم نمی‌دانستند این حرفه چیست. آنها فکر می‌کردند ما مهندس هستیم. امروز {هم} مردم نمی‌دانند ما چه کار می‌کنیم. آنها فکر می‌کنند ما هنرمند هستیم....

میشل فوکو: هیچ‌وقت روشنفکر ندیده‌ام؛ در عوض به آدم‌های بسیاری برخورده‌ام که درباره‌ی روشنفکران حرف می‌زنند

واژه روشنفکر به نظر من خیلی عجیب می‌آید. خودم هیچگاه با یک روشنفکر برخورد نکرده‌ام. آدم‌هایی را دیده‌ام که رمان می‌نویسند، و دیگرانی که بیماران را مداوا می‌کنند، کسانی را که پژوهش اقتصادی می‌کنند، و افرادی که موسیقی الکترونیک می‌سازند. با اشخاصی برخورد کرده‌ام که...

جورج کاندو: هنر یکی از معدود چیزهایی است که امید را به جهان می‌آورد

خود کشتارگاه استعاره‌ای از دنیای امروز است. ما در دنیایی پر از درد، اضطراب و وحشت زندگی می‌کنیم، بسیار شبیه به آنچه که حیوانات در یک کشتارگاه تجربه می‌کنند. ما مثل آن حیوانات در محیط سیاسی امروز زندگی می‌کنیم. اما حتی در این اوضاع، من می‌خواستم {از طریق اثرم} در این...

مارک ویگلی: چیزی واقعاً خوب است، که نمی‌دانید خوب است یا نه

من به طراحیِ خوب اعتقادی ندارم؛ من به طراحیِ غیر ملال‌آور باور دارم. برای من، طراحی، معماری، طراحی منظر، نقاشی، شعر و موسیقی، پاسخ دادن به یک پرسش نیستند، بلکه طرحِ یک پرسش‌اند. به هر حال، بخش اعظمِ جهان را معماران یا معماران منظر نساخته‌اند؛ از این‌رو ما در مواجهه با...

سیمین بهبهانی: هنرمند وقتی درست کار می‌کند که به احساس خودش وفادار باشد و واقعاً صادق باشد

شاعر به درک خودش پاسخ می‌دهد اگر راستگو باشد، اگر حقیقت داشته باشد یعنی اگر از روی قلبش بگوید. من به این اعتماد ندارم کسانی که در حال حاضر و چه در زمان گذشته دنبال امیران، وزیران، بزرگان و مقتدران کشور رفتند و حرف‌هایی زدند، واقعاً حرف دلشان را زدند، من این را اعتقاد...